عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

420

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

خود ديدند . و در مجلس و كاخ استوار و با شكوه تو ، حرم اميد و قبة الاسلام را مشاهده كردند . قبح الخنزير . جاحظ گفته : هر گاه كفر و بىچيزى و نيرنگبارى و دروغ تجسّم مىيافتند و صورت مىپذيرفتند چيزى افزون بر زشتى خنزير حاصل نمىشد ، و يكى از اسباب مسخ شدن آدمى به صورت خوك همين زشتى وى بوده ، و گر چه ميمون نيز زشت است و در زشتى به دو مثل زنند امّا همراه با زشتى ، اندكى بانمك است و با نمك بودن وى با زشتى در مىآميزد ، امّا خوك بسى زشت است و در زشتى صد چندان بوزينه . قبح الشيطان . زشتى شيطان . دربارهء صاحب [ بن عباد ] شنيده‌ام كه او شعر ابو على البصير را دربارهء ابو هفّان ، سخت خوش داشت و بسيار وقت آن را مىخواند و تكرار مىكرد شعر اين است : لى صديق فى خلقة الشّيطان * و عقول النساء و الصبيان من تظنّونه ؟ فقالوا جميعا : * ليس هذا إلّا أباهفّان يعنى : مرا دوستى است كه در خلقت مانند شيطان است و خرد زنان و كودكان دارد پنداريد چه كسى است او ؟ همه گفتند : او جز ابا هفّان نيست . جاحظ گفته است : هر چند ما هرگز شيطان را نديده‌ايم و هيچ مرد صادقى صورت او را براى ما نكشيده امّا به اتفاق ، عرب و هر كه را كه ديديم شيطان را به زشتى صورت مثل مىزنند و اين دليل است بر آن كه براستى شيطان زشت است و نزول قرآن بر مردم اين باور را در دل آنها هر چه استوارتر گردانيد . و گويد : چه بسا كه به كسى گويند : فلان شيطان است و دلاورى و كاردانى او را بخواهند . از اين روى به ابو حنيفه مىگفتند : شيطانى كه از دريا بر آمده . مؤلف اين كتاب گويد : در كتاب « يتيمة الدهر » دربارهء ابو الحسن اللّحّام گفته‌ام : او از شياطين آدميان و از گل و سبزه‌هاى انس و خوگرى است .